شب یلدا در ایران

فرهنگ و هنر 1399/10/01 22:05:36
شب یلدا در ایران
این مطلب به شما کمک خواهد کرد تا با رسوم مختلف مردم در نقاط مختلف ایران عزیزمان آشنا شوید.

شب یلدا در نقاط مختلف ایران

 

در جای جای ایران زمین از گذشته تا کنون  شب یلدا گرامی داشته شده و همچنان مردم چهار گوشه ایران، این آئین را همه ساله جشن می گیرند. از آذربایجان شرقی و غربی در شمال شرق کشور گرفته تا بوشهر در جنوب و از خراسان تا اصفهان و شیراز و دیگر نقاط کشور.

حال به بخشی از شکل های گوناگون برپایی این جشن در نقاط مختلف می پردازیم.

 


 

شب یلدا در خراسان

 

خراسانی‌ها از قدیم "شب یلدا" را با نام شب چله یا چله نشینی می‌شناسند. در این گذشته نچندان دور، مردم برای رفتن به میهمانی چراغی را با خود همراه می‌برده‌اند که به خاطر تعداد زیاد به آن شب چراغ یا چهل‌چراغ می‌گفتند.

در خراسان به جای هندوانه و انار، استفاده از لبو، شلغم پخته، پختیک (لبوی خشک شده) و شربت و شیرینی مخصوصی به نام کَف مرسوم است.

در گذشته نه چندان دور رسم بوده که مراسم عروسی را در شب چله برگزار کنند. این مراسم سه روز طول می‌کشیده. یک قسمت این مراسم، "سرحمومی" بوده؛ که در شب چله انجام می‌شده است. داماد و عروس را طی مراسمی به حمام‌های مردانه و زنانه می‌بردند و بعد از شستن و کیسه کشیدن مراسم حنابندان را انجام می‌دادند. این مراسم که گاهی تا سحر طول می‌کشیده مقدمه مراسم عروسی بوده است. خود عروسی فردا بعد از ظهر انجام می‌گرفته است. داماد با بردن هدیه‌ای قبل از شب عروسی اجازه هم اتاق شدن با عروس را داشته؛ که این مراسم را "نامزدبازی" می‌گفته‌اند.

بردن هدیه به خانه عروس با عنوان ” شب چله‌ای ” از دیگر مراسم شب یلدا در استان خراسان به ویژه مناطق جنوبی این استان است. در این شب برای دخترانی که به تازگی نامزد شده‌اند، ازسوی خانواده داماد، هدایایی فرستاده می‌شود و خانواده‌های عروس و داماد دور هم جمع می‌شوند.

در این شب افراد با جمع شدن در خانه بزرگ فامیل، خواندن شعر و داستان، خوردن شیرینی ، آجیل و انواع تنقلات، بلندترین شب سال تا پاسی از شب بیدار می‌مانند.

کفبیخ 
کفبیخ 
 

 

یکی از آیین‌های ویژه شب یلدا در استان خراسان جنوبی برگزاری مراسم “کف زدن” یا "کفبیخ" است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبک را که در این دیار به “بیخ” مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام “تغار” می‌ریزند. مردان و جوانان فامیل با دسته‌ای از چوب‌های نازک درخت انار به نام “دسته گز” مایع مزبور را آنقدر هم می‌زنند تا به صورت کف درآید و این کار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور کف کند.
کف آماده شده با مخلوط کردن شیره شکر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده می‌شود.

تزیین کفبیخ با پسته
تزیین کفبیخ با پسته
 

 

در این میان گروهی از جوانان قبل از شیرین کردن کف‌ها با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن کف به سر و صورت یکدیگر شادی و نشاط را به جمع مهمانان می‌افزایند.

مراسم کف زنی
مراسم کف زنی

 

از جمله آیین‌های شب یلدا در خراسان شمالی آن است که خانواده‌ها در این شب‌نشینی شب یلدا تفالی نیز به دیوان حافظ می‌زنند، که این‌کار هم معمولا توسط بزرگ خانواده صورت می‌گیرد. آنان دیوان اشعار لسان‌الغیب، خواجه شیراز را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال و مراد دل خود را از او طلب می‌کنند.

بازگویی خاطرات، قصه‌گویی پدر بزرگها و مادر بزرگها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده‌ها دلپذیرتر می‌کند.

یکی دیگر از سنت‌های کهن شب یلدا، چله بردن برای خانواده عروس است. با فرا رسیدن شب چله مردهای جوان طبق‌های آراسته میوه، شیرینی و کله‌قند تزیین شده را به رسم هدیه به خانه عروس جوان می‌برند.
این طبق‌های هدیه که معمولا مسی است و روی آن با سفره‌های قرمز گلدوزی شده پوشانده شده، پر از ظرفهای بزرگ میوه پیچیده در زرورق‌های رنگین با گل و نوارهای مواج است.
مردانی این طبق‌ها را بر سر گذارده و در پی یکدیگر با شادی و پایکوبان، راهی خانه عروس می‌شوند. خانواده دختر نیز به پاس قدردانی و به رسم یادبود لباس‌ و یاقطعه پارچه‌ای را برای خانواده داماد، در سینی خالی شده هدایا می‌گذارند.

اگر قبل از شب چله برف باریده باشد، برخی از مردم شهر و روستا در این شب با خوردن برف شیره، با شیرین کردن کام با معجونی از بارش زمستانی، با سردی زمستان آشتی می‌کنند.

برف شیره
برف شیره
 

 

همچنین بزرگترها با دادن حلوا قلقلی از کوچکترها پذیرایی می‌کنند. "حلوا قلقلی" از کوبیده شدن مغز گردو، بادام، کنجد و دیگر دانه‌های روغنی تهیه و سپس در شیره انگور نیز خوابانده می‌شود.

"چله تموز" یکی دیگر از مراسم‌های خطه خراسان برای شب یلدا است. مردم این خطه از اول تیرماه تا دهم مردادماه را «چله تموز»، و از دهم مرداد ماه تا آخر این ماه را «چله خرد»، از اول دی‌ماه تا دهم بهمن ماه را «چله کلو» و از دهم بهمن ماه تا آخر این ماه را «چله خرد» می‌گویند. تموز به معنای تیرماه است.

اما برخی از افراد کهنسال و با تجربه، همه این آیین و مراسم را بهانه‌ها و ترفندهایی برای گرد هم آمدن خانواده‌ها، به جا آوردن صله ارحام و رفع کدورتهای احتمالی بین خویشاوندان می‌دانند. آنان بر این باورند که پیشینیان در هر فصل به بهانه‌ای سعی می‌کرده‌اند تا اقوام را جمع کرده و صلح، صفا و صمیمیت را در بین آنان حکمفرما کنند.

 


 

شب یلدا در اصفهان

 

اما در استان اصفهان نیز از قدیم‌الایام آیین‌های ویژه‌ای وجود داشته که کم و بیش هنوز هم ادامه دارد. به باور اصفهانی‌های قدیم، زمستان به دو بخش “چله” و “چله‌کوچیکه” تقسیم می‌شد. موعد "چله" از اول دیماه تا 10 بهمن ‪ بود، اما “چله کوچیکه” از دهم بهمن آغاز می‌شد و تا سی بهمن ادامه داشت.

البته آیین برگزاری شب چله در اصفهان به دو نام”چله زری” (ماده) و”عمو چله”(نر) تقسیم می‌شود؛ زیرا از گذشته تاکنون همه موجودات و اشیاء را بر اساس جنس مذکر و مونث تقسیم می‌کردند.

اصفهانی‌ها دوشب را به عنوان شب چله برپا می‌کردند و آیین‌های مخصوص به این شب را به جا می‌آوردند. آیین شب چله در شهر اصفهان خانوادگی برگزار می‌شده است و خانواده‌های اصفهانی با پهن کردن سفره‌ ای با عنوان "سفره شب چله" ، این شب را گرامی می‌داشتند.

شب یلدا
شب یلدا
 
 

 هندوانه به‌عنوان نمادی کروی که برونش سبز و درونش قرمز است و سمبل خورشید محسوب می‌شود، به‌عنوان مهمترین میوه بر سر سفره شب چله قرار می‌گیرد.

در این مقاله از «مجله اینترنتی بیننده» سعی شده است تا شما را با تنوع برگزاری مراسم شب یلدا در سایر نقاط ایران آشنا نماییم! 

بدون شک یکی از بهترین اسناد تاریخی در این زمینه، حافظه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هاست. به گفته‌ خیلی‌ از این عزیزان یکی از کارهایی که در ایام قدیم انجام می‌گرفته درست کردن کشمش بوده به این صورت که مقداری انگور را در یک پارچه‌ می‌پیچیدند و در زیرزمین خانه‌ها نگه می‌داشتند تا به کشمش تبدیل شود.

یکی دیگر از خوراکی‌های شب یلدا  «چلسمه» است. در زمان قدیم چلسمه به آجیل و تنقلاتی مثل گندم، شادونه و … گفته می‌شد. همچنین میوه‌های فصل مثل خرمالو و انار از جمله میوه‌های همیشه حاضر در این سفره رنگین بوده است.

البته به گفته همین بزرگ‌ترها، در آن زمان هندوانه به این شکلی که امروزه بر سر سفره شب یلدا حضور دارد، در دسترس نبوده است.

از دیگر بخشهای این آیین در اصفهان قدیم پهن کردن تمام البسه و رخت خوابها در هوای آزاد، بویژه در مقابل خورشید، با هدف خوش آمدگویی به “عمو چله” و “چله زری” بوده است.

بعضی رسم و رسومات هم همان‌طور که در ابتدا مطرح شد، کم‌کم و در طی سال‌ها به آیین‌های این شب اضافه شد.  مثلا مراسمی که برای نوعروسان برگزار می‌شود. در این شب برای عروس، هدایایی همراه با میوه‌ها و آجیل مرسوم شب چله می‌برند.  در قدیم در شهرستان‌های استان اصفهان این کار به شکل ساده‌ای انجام می‌شد، اما امروزه به رسمی تجملاتی تبدیل شده است.

پهن کردن البسه در فضای آزاد
پهن کردن البسه در فضای آزاد
 

 

شب یلدا در لرستان

 

آیین شب یلدا در لرستان به "شُوچله" معروف است و ریشه این آیین به هزاره سوم و چهارم پیش ‌از میلاد برمی‌گردد؛ مردم این خطه در گویش لری خود به این شب "اول قاره" (شب یلدا) می‌گویند که به همراه آداب و رسوم ویژه‌ای اجرا می‌شود و از گذشته‌های دور نسل به نسل انتقال یافته است.

در شب یلدا نوجوانان و جوانان لرستانی با تاریک شدن هوا به پشت‌بام منازل همسایه رفته و با شور و شوق فراوان شالی را به حیاط منزل آویزان می‌کنند و با سر دادن شعار «امشو اول قاره، خیر د هونت بواره، نون و پنیره و شیره، کیخا حونت نمیره» از صاحب‌خانه می‌خواهند تا تنقلات شب یلدا را در شال آن‌ها بریزد! به این رسم "چارشودُرکنی" می گویند.

صاحب‌خانه‌ نیز چند گردو، بادام، میوه یا مقداری نخودچی و کشمش و از این دست تنقلات را در چادرهای آویزان شده، قرار می‌دهد.

این در حالی است که در این شب تازه‌عروس‌ها و دخترهای خانواده بی‌نصیب نبوده و بزرگان خانواده و فامیل هدیه‌هایی را به مناسبت این شب به آنها می‌دهند.

یکی دیگر از رسوم دیرینه مردم این دیار در شب اول قاره سنت قاشق زنی است. دراین آیین نیز افراد با پوشاندن سر و صورت خود به درب منازل رفته و با به صدا در آوردن قاشق صاحب خانه را از حضور خود آگاه می‌کنند. در این هنگام صاحب خانه نیز به میمنت این شب مقداری از تنقلات و شیرینی خانگی را در ظرف آنان می‌ریزد.

قاشق زنی یلدایی در لرستان
قاشق زنی یلدایی در لرستان
 

 

به جز رسم قاشق‌زنی، مردم لرستان در طول سال رسم «کاسم سا» را داشتند؛ اما در این شب به خصوص (یلدا) سفره، کاسه و دیگ آن‌ها یکی می‌شد و همه سر یک سفره می‌نشستند. فقیر و ندار، کم‌دست و دارنده هر کدام به اندازه خودشان چیزی را فراهم می‌کردند و سعی داشتند تا شب یلدا را در نهایت خوشی و شادی در کنار یکدیگر سپری کنند.

در قدیم بزرگ‌ترها در شب یلدا حتماً آیین "چهل سرود" را در آخر شب برگزار می‌کردند، که این کار نوعی فال گرفتن بود. چهل سرود به نیت‌های مختلف از جمله بیشتر به نیت پسران و دختران جوان گرفته می‌شد.

زمانی که چهل سرود می‌گرفتند، اگر فال که همان بیت آخر است، معنی خوبی داشت، همه شروع می‌کردند به خواندن ابیات شاد و شادی می‌کردند.

یکى دیگر از رسوم زیباى لرها به این شکل بوده که پسران کوچک و نوجوان شب یلدا بر پشت بام خانه‌ها مى‌رفتند و کیسه‌اى را به همراه طنابى از سوراخ دودکش خانه‌ها به داخل آویزان مى‌کرده‌اند و شعرى محلى مى‌خواندند با این مضمون که:
صاحبخانه، انشاءالله خیر به خانه ات ببارد و کدخداى خانه‌ات نمیرد. چیزى بده این پسر کوچک بیاورد.

صاحبخانه از تنقلاتى که براى شب چله تدارک دیده بود داخل کیسه مى‌گذاشت و گاهى پیش آمده که صاحبخانه براى مزاح دختر خردسال کوچکش را در کیسه گذاشته و آن پسر کیسه را کشیده بالا و این آشنایى در خیلى از موارد باعث ازدواج در بزرگسالى مى‌شده است.

شوهنومه خونی (شاهنامه خوانی) و متل‌گویی (قصه تعریف کردن) از دیگر رسوم مردم لرستان در این شب است که اغلب توسط بزرگان فامیل برای جمع حاضر صورت می‌گرفت و در این بخش بزرگ فامیل با لحنی جذاب و محلی، قصه‌های کهن را برای جمع تعریف می‌کرد و این کار مورد استقبال اعضای خانواده به خصوص کودکان قرار می‌گرفت.

گندم، کنجد و شاهدانه که به اصطلاح عامیانه به آن “گندم شادونه” می گویند؛ همچنین نخود، کشمش، پسته، بادام، گردو و انواع شیرینی‌های محلی هم از جمله تنقلاتی است که مردم این دیار در شب یلدا از آنها استفاده می کنند. در لرستان مردم در شب چله "گندم شیره" می‌خورند که گندمی است که در شیره می‌خیسانند و زردچوبه و نمک را با آن مخلوط می‌کنند؛ سپس آن را روی ساج برشته می‌کنند و همراه خلال بادام، گردو، کشمش، سیاه دانه و کنجد مخلوط کرده و می‌خورند.

میزبان در این شب نیز با میوه‌هایی مثل انار و آجیل مخصوص از مهمانانش پذیرایی می‌کند. در گذشته کدوی حلوایی را هم در آتش باقی مانده تنور می‌پختند و در شب یلدا در کنار سایر تنقلات استفاده می‌کردند. غذای مخصوص مردم لرستان در این شب بوقلمون، گوسفند، سبزی پلو ماهی و قورمه‌سبزی است.


 

شب یلدا در کرمانشاه

 

در استان کرمانشاه نیز که از شهرهای باستانی و کهن ایران زمین است، شب یلدا از جایگاه ویژه‌ای در میان مردم برخوردار است و همواره با مراسم زیبا و با شکوهی همراه است.

مردم استان کرمانشاه براساس آیینی کهن در این شب بیدار می‌مانند تا با شعر خواندن، قصه گفتن، فال حافظ گرفتن و آجیل خوردن با مادر جهان در زادن خورشید همراهی و همدردی کنند.

میوه‌هایی نیز دراین شب خورده می‌شود که به گونه‌ای نمادی از خورشید اند؛ مانند، هندوانه سرخ، انار سرخ، سیب سرخ و یا لیموی زرد.

قصه‌هایی از عشق جاودانه شیرین و فرهاد، رستم و سهراب، حکایت حسین کرد شبستری و خواندن اشعار زیبا و دلنشین شامی (شاعر معروف کرمانشاهی) در گذشته نقل مجالس شب یلدا در کرمانشاه بود.

آن روزها افراد فامیل بنا بر رسمی دیرینه به خانه بزرگترین فرد فامیل، معمولا پدر بزرگ و مادر بزرگ، می‌رفتند و باتکاندن برفهای زمستان از لباس هایشان در گرمای آرامش بخش کرسی فرو می‌رفتند.

افراد فامیل بر سر یک سفره باهم شام می‌خوردند و بر روی سفره مخصوص این شب خوردنیهای متنوعی چیده می‌شد.خوردنی‌هایی از قبیل آجیل مشکل‌گشا، راحت الحلقوم، شیرینی محلی دست پخت مادر بزرگها به خصوص نان شیرینی‌هایی معروف "نان پنجره‌ای"، "کاک" و "نان برنجی"، و میوه‌هایی چون انار، سیب و هندوانه که نگین این سفره بود.

نان پنجره ای
نان پنجره ای
 

 

در این مقاله از «مجله اینترنتی بیننده» سعی شده است تا شما را با تنوع برگزاری مراسم شب یلدا در سایر نقاط ایران آشنا نماییم! 

یکی از آداب زیبایی که شب یلدا در استان کرمانشاه وجود دارد، گرفتن فال حافظ است که مردم با اعتقادات خاص خود رهنمودهایش را چراغ راه مشکلات خود در زندگی قرار می‌دهند. همچنین دختران دم بخت با این کار از باز شدن بخت خود در آن سال خبری می‌گرفتند.

 


 

شب یلدا در کرمان


حکایت شب یلدا در میان کرمانی‌ها با آن داستان قدیمی معروفش شنیدنی است؛ کرمانی‌ها شب یلدا را تا صبح بیدار می‌مانند  تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند.

مردم کویر نشین کرمان، طبق افسانه ای قدیمی اعتقاد دارند، فرد ثروتمندی که به قارون مشهور است، کاروانی از شتر به همراه دارد که روی آن ها هیزم گذاشته است. قارون که خود را به شکل مردی هیزم شکن در آورده است، گرداگرد خانه ها می گردد و به اعضای خانه هایی که در سال قبل نیکوکار بوده اند، هیزم هایی می دهد که صبح روز بعد تبدیل به طلا می شوند.

کرمانی‌ها نیز همانند سایر ایرانیان این شب را گرامی می‌دارند. هندوانه، انار، آجیل، اوماچو، قهوه قُوِّتو، کماچ و کلمپه و سایر شیرینی‌های محلی، شب یلدا در خانه‌ها دیده می‌شود. سفره‌ای شیرین و خوش‌رنگ که دور آن تمام لب‌ها خندان است و شاد. 

معروفترین و کاملترین نوع قوتوی کرمان قهوه‌ای رنگ است و معمولاً شامل قهوه، شکر، تخم خرفه، خشخاش، جو، بذر کتان، گشنیز، روپاس، سیاه‌دانه، جدوا، هل باد، هل رسمی، موردانه، کنجد، تخم کاهو می‌باشد. برخی از این مواد را برشته کرده و سپس آن‌ها را مخلوط و آسیاب می‌کنند.

اوماچو (آش شولی کرمانی)
اوماچو (آش شولی کرمانی)
 

 

در این شب اعضای خانواده دور هم در خانه بزرگتر‌ها جمع می‌شوند و با سرگرمی‌های متنوع تا پاسی از شب بیدار می‌مانند و هندوانه وانواع میوه‌های سال را در این شب می‌خورند.

خوردن انواع آجیل ها ، حافظ خوانی، گرفتن فال نخود ، چهار بیتو خوانی نیز از دیگر مراسم این شب می‌باشد.

در میان میوه‌ها خوردن هندوانه بیش از همه مورد توجه می‌باشد زیرا مردم کرمان بر این باورند اگر در این شب هندوانه بخورند سرما و لرزی که در آن شب در اثر خوردن هندوانه بر آنها مستولی می‌شود، باعث می‌شود از گرمای تابستان رنج نبرند.

کرمانی ها از هنداونه‌های راه راه استفاده می کردند و به این دلیل به این نوع هندوانه ها انباری می گفتند چون به سادگی می توانند آن ها را انبار و از خراب شدن میوه جلوگیری کنند. بهترین مکان برای نگهداری هنداونه نیز بادگیرها بوده است.

 


 

شب یلدا در فارس


مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده داری می پردازند و برخی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می کنند. سفره مردم شیراز مثل سفره نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها بر سر سفره حاضر است. همچنین در حاشیه آن در ظرفی زیبا مقداری اسپند می‌گذارند و روی آن را آتش می‌ریزند تا بوی آن در اتاق بپیچد.

حکیم سوری می‌گوید:

"میوه های شب یلدای تو بس خوشمزه بود
از همه خوشمزه تر هندونه و خربزه بود"

غذای ویژه سفره شب یلدا هویج پلو است.

حافظ‌خوانی جزء جدانشدنی مراسم شب یلدا برای شیرازی‌ها ست و مسلما این رسم خوب از شیراز رواج یافته است.

کلوک
کلوک
 

 

یکی از مراسمی که در شب یلدا و در میان خانم ها انجام می شود، فال کلوک است. کلوک یک کوزه بزرگ با دهانه گشاد است که در آن روغن شیره، رب انار و یا ترشی می‌ریزند و روی کوزه با لعابی سبز پوشیده شده است. در این شب، هر کس نشانه خاصی را در کوزه می‌اندازد. سپس یک دختر بچه می‌آید و نشانه‌ای را از داخل کوزه خارج می‌کند؛ سپس زنی باسواد به صورت فال، ترانه‌های محلی را می‌خواند. برخی هم از دیوان حافظ کمک می‌گیرند.

"خوشا امشو که مهمون شمایم
کبوتر وار در بوم شمایم
ترشرویی مکن بر روی مهمون
خدا دوند که فرداشو کجایم"
 


 

شب یلدا در همدان


از سنت‌های رایج شب یلدا در همدان، گردهم آمدن کوچک‌ترها در منزل بزرگان خانواده، شب‌نشینی و شب‌چره و انجام بازی‌های بومی، فال سوزن، مهره انداختن و خوردن تنقلات دست ساخت کدبانوهای خانه (مادربزرگ‌ها و مادران) می باشد.

پنجه خوراکی از رسم‌های این شب همدانی‌ها بود. بانوان همدانی با پایان برداشت هندوانه، کدو، طالبی و خربزه هنر خود را به نمایش می‌گذاشتند تا سفره‌های چشم‌نواز و رنگارنگ را روی کرسی‌های شب چله آماده کنند. کرسی‌هایی که روانداز آن لحاف چِهل‌تکه و پشتی‌هایی با پشم دست‌ریس هنر همین مادران بود.

شب یلدا
شب یلدا
 

 

کدبانوهای همدانی تخمه این صیفی‌ها را دور نمی‌ریختند بلکه تخمه‌ها را شسته و از صافی رد می‌کردند تا بعد از چشیدن گرمای خورشید پاییزی کاملاً خشک شوند. آن‌وقت نوبت بو دادن تخمه‌های صیفی‌ها می‌رسید. ابزار دست بانوان همدانی برای این کار، تابه یا دیگچه مسی کوچک، مقداری آب و نمک و حرارت اجاق هیزمی و بعضاً بخاری‌های چوبی بود. اندکی حرارت بیشتر تخمه‌ها را برای شب یلدا آماده می‌کرد.

البته مردمانی که توان مالی بیشتر داشتند هندوانه و قِیسی (زردآلوی خشک) هم مزین‌کننده سفره آنان بود. 

قیسی
قیسی
 

 

هندوانه‌ها را با آغاز پاییز زیر کاه و در انباری خانه نگه می‌داشتند تا برای شب یلدا مهیا باشد. قِیسی از زردآلو دی تازه به ۲ صورت خشک و خیسانده استفاده می‌شد. به‌ندرت کدبانوی برخی خانه‌ها میوه‌هایی مانند سیب، گلابی و بهِ را در زیرزمین و یا شاه‌نشین‌ها، داخل خاک سرخ نرم و الک شده می‌چیدند و در این موقع از مهمانان با آن پذیرایی می‌کردند.  

در این مقاله از «مجله اینترنتی بیننده» سعی شده است تا شما را با تنوع برگزاری مراسم شب یلدا در سایر نقاط ایران آشنا نماییم! 

اما رایج‌ترین خوراکی‌های شب یلدا در خانه‌های مردم همدان به‌غیر از شام شب که به‌دلخواه و برابر با توان صاحب‌خانه تدارک دیده می‌شد، سنجد، مویز و توت خشک و انگورهای به بَند کشیده شده بود. صاحب‌خانه با هنرمندی تمام شب‌چره‌ها را در بشقاب‌های سفالی یا مسی می‌ریخت و با آن از مهمانان خود پذیرایی می‌کرد.

خانم های همدانی‌ فال سوزن می‌گیرند. مراسم به این ترتیب است که، همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و تکه پارچه نو و آب ندیده را برای این کار آماده می‌کردند. یکی از بانوان باسواد که اشعارِ حافظ را حفظ بود، دختربچه کوچکی را بغل می‌کرد. پارچه را روی او می‌انداخت و هم‌زمان با خواندن اشعار حافظ به پارچه سوزن می‌زد. حاضران محفل نیت می‌کردند. هر فردی، از معانی شعر مقصود خود را دریافت می‌کرد، پارچه را از روی کودک برمی‌داشت و به او هدیه‌ای می‌داد.

در شب چله فال گرفتن ومهره انداختن رواج دارد. یک نفر یک کوزه کوچک به نام قوزوله می آورد وبه همه می گوید می خواهم مهره بریزم. هر کس هر چه دارد مثل دکمه، مهره، سنجاق که خودش آنرا بشناسد در کوزه می ریزد بعد در کوزه را آهسته می بندند وزیر ناودان روبه قبله آویزان می کنند . این کوزه یک شبانه روز می ماند تا شب چله که همه جمع شدند کوزه را آورده به دست دختر نابالغی می دهند و او را عروس می کنند. دویاق که یک پارچه گلی رنگی است به سر او می اندازند. او هم کوزه را در بغل گرفته دانه دانه مهره ها را که در کوزه هست بیرون می آورد. آن را نشان نمی دهد تا شعر خوانده شود. گاه شعری از حافظ وگاه شعری محلی می خوانند وآنوقت عروس مهره را نشان می دهد. مهره مال هر کس بود شعر هم مربوط به او می شود. گاه هر یک از حاضران یک شعر می خواند تا مهره ها تمام شود . این فال خیلی طرفدار دارد.

مادرانی هم که فرزندشان تازه‌داماد بود، هدیه برای عروس خود می‌فرستادند. میزان و نوع این هدیه با توان مالی آن خانواده مرتبط بود. تکمیل‌کننده این شادی قبل از خواب شب بلند یلدای خانواده‌های همدانی، داستان‌هایی از شاهنامه، فال به حافظ، هزار و یک‌شب، ۴ درویش، حسین کرد، امیرارسلان، شیرویه نامدار و مختارنامه به فراخور حال و هوای خانواده‌ها بود که بزرگان مجلس و باسوادها برای جمع نقل می‌کردند و عبرت‌آموزی هم در آن بود. 

در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مویز هم جزء سفره یلدا ست. در شهر دیگری از همدان به نام آجین، میوه و تنقلات برای دختری که نامزد شده، ازطرف خانواده داماد برده می‌شود و این از رسوم قدیم به جامانده ‌است.

بازی و سرگرمی جزو جدایی‌ناپذیر شب چله بود. از بازی‌های این شب بلند سال در همدان پای کرسی‌های گرم شده با زغال‌های سنجد و مُو، «تاک وجُفت» یا «پُر یا پُوت» بود.

تاک و جُفت را با مقداری نخود یا چند عدد مُهره بازی می‌کردند. بازیکنان دست خود را به پشت می‌بردند و چند مهره (تک یا جفتی) داخل مشت خود می‌گذاشتند. بعد مشت را مقابل بازیکن دیگر می‌گرفتند تا تعداد مهره‌ها را حدس بزند. اگر فردی حدسش صحیح بوده برنده می‌شد و نوبت او بود تا همین روند را ادامه دهد. در غیر ‌این صورت نفر اول بازی را ادامه می‌داد تا نفر دیگر تعداد مهره‌ها را حدس بزند و نوبت بازی به او برسد. بازنده باید به‌اندازه مهره‌های داخل دست خود، به برنده از تنقلات خود می‌داد.  

بازی پُر یا پُوت هم مانند بازی قبلی بود اما با آن‌یک تفاوت داشت. بازیکنان پشت سرخود چیزی را توی مشت پنهان می‌کردند یا نمی‌کردند. سپس مشت را مقابل همبازی خود می‌آوردند تا حدس بزند چیزی درون مشت هست یا نه که عبارت مرسوم این بازی برای این کار پُر یا پوُت بود. این بازی‌ها را با شیرین‌کاری طولانی می‌کردند و به این دلیل هم برای بازیکنان به‌خصوص بچه‌ها جذابیت داشت. دراین‌بین افرادی که توانایی کافی برای شناسایی و حدس درست نداشتند برای آن‌که بازی را به هم بزنند، در اصطلاح جِر می‌زدند و بازی تمام می‌شد.

بازی فنجان و حلقه‌بازی افزون بر طرح معما، چیستان و خواندن داستان از بازی‌های پرطرفدار بزرگ‌ترهای جمع شب‌نشین یلدا بود.

در بازی فنجان، ۶ عدد فنجان را وارونه داخل یک سینی قرار می‌دادند. زیر یکی از فنجان‌ها نخود یا مهره‌ای پنهان می‌کردند و بازیکن مقابل باید جای مهره یا نخود را برای برنده شدن نشان می‌داد. قرارداد بازی هم این بود که حریف حدس درست را در زیر نخستین یا آخرین فنجان بزند تا برنده شود در غیر ‌این صورت بازیکن قبلی بازی را همچنان ادامه می‌داد.  

در بازی حلقه، یک بازیکن دستمالی را به شکل موش گره می‌کرد و حلقه‌ای را به گردن موش می‌انداخت و آن را وسط سینی قرار می‌داد. این بازی را ۲ نفر انجام می‌دادند. یکی از بازیکنان (بال) چوب کوتاهی به دست می‌گرفت و طاس یا سینی را هم مقابلش قرار می‌داد و بازیکن دیگر از اتاق بیرون می‌رفت. بعد یکی از حاضران در جمع حلقه را از گردن موش درمی‌آورد و پیش خودش پنهان می‌کرد. بازیکن خارج‌شده از اتاق را به داخل اتاق صدا می‌کردند. او موش وسط سینی را برمی‌داشت و از موش سؤال می‌کرد، موش عزیزم بگو حلقه را که برداشته است.  

بانام بردن اسامی افراد حاضر در مجلس باید حلقه را پیدا می‌کرد. بال چوب را به سینی می‌کوبید. صدای بلند یا کوتاه سینی مشخص می‌کرد بازیکن به فردی که حلقه دست او است نزدیک شده یا نه. در این بازی بازیکن رو به موش می‌گفت، بگو رُو دَر وَایسی نِدارِه (خجالت کشیدن) پایِ آبروی من در میان است.  

بازیکن موش به دست باید این روند را تا جایی که حلقه را پیدا کند ادامه می‌داد. البته دراین‌بین همیشه بازیکنان از قبل باهم تبانی (همدستی) می‌کردند تا برنده تنقلات بشوند و این تبانی همیشه بین فردی که با چوب به سینی می‌کوبید با بازیکنی که موش را در دست داشت بود. بازیکن وقتی حلقه را پیدا می‌کرد، موش را می‌بوسید که او برای پیدا کردن حلقه کمک کرده است. ریگ و دوز بازی هم از بازی‌های مرسوم این شب بود.  

 


 

شب چله در کردستان

 

شب یلدا را در کردستان «شه‌و چله» (شب چله) یا «شه‌و زمسان» (شب زمستان) می‌نامند. شبی که پیش از فرارسیدن‌اش، هیجان و شور خاصی را در میان مردم برمی‌انگیزد.

اصلی‌ترین ویژگی شب چله، گردآمدن خانواده‌ها با هماهنگی قبلی در کنار هم است به صورتی که معمولاً یک هفته قبل آن مشخص می‌شود که شب چله این سال در خانه‌ چه کسی جمع شوند.

در خانواده‌هایی که پدر، در قید حیات باشد معمولاً فرزندان با عروس‌ها و دامادها شب چله را در آنجا می‌گذرانند. اما چون خانواده‌ پدرخانوم پدر شوهر مطرح است معمولاً نوبت را رعایت می‌نمایند. اما به هر صورت که باشد اصل بر جمع شدن چند خانواده در کنار هم است.

برگزاری مراسم یلدا، آیینی خانوادگی است و گردهمایی‌ها به خویشاوندان و دوستان نزدیک محدود می شود، بی گمان برای جوانان نسل امروز کرسی گذاشتن، کنار یا دور کرسی نشستن نیاز به توضیح و توصیف دارد.

سنندجی‌ها چند ماه قبل از شب چله، خربزه‌های کوچکی را که از روستای سراب قامیش تهیه می‌شود را در تفاله سرکه می‌اندازند تا برای این شب کالَ ک تورش (خربزه ترش) که از اصلی‌ترین موارد سفره است را داشته باشند.

کاله ک تورش
کاله ک تورش
 
 

 

همچنین چند ماه قبل از زمستان، خوشه‌های انگور را در زیرزمین یا در سایه، نخ کرده و از سقف آویزان می‌کنند که به آن «آنو» (با نون مفخم) می‌گویند.

غذای این شب عموماً دلمه برگ مو و کلم است که گوشت را لابه لای آن می‌گذارند. سفره‌ شب چله علاوه بر دلمه، شامل رب انار و شیره‌ انگور، دوغ، ماست، روغن و کره محلی، پیاز و خربزه ترش است.

در کردستان، در هر محله‌ای اگر خانواده‌هایی وجود داشته باشند که استطاعت مالی مناسبی برای برگزاری این مراسم نداشته باشند، از طرف دیگران برایش شام برده می‌شود.

هم‌چنین چون در بازار کالَک تورش به تعداد کافی نیست و معمولاً گران است، اگر زن منزل، در همسایگی یا در فامیل بداند زن حامله‌ای وجود دارد، حتماً از آن خربزه ترش برایش خواهد برد. هم‌چنین در این شب اگر همسایه‌ها مایل باشند از غذایی که تهیه کرده‌اند به همدیگر می‌دهند که به آن «کاسه هاوسا» می‌گویند.

در گذشته قبل از خوردن یا بعد از صرف آن، بزرگان فامیل داستان‌ها، متل‌ها و افسانه‌های قدیمی تعریف می‌کردند. امروزه در روستاها، حکایت‌گویی هم‌چنان پابرجا مانده و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها داستان‌هایی مانند «خاتون زمهریر» را برای نوه‌هایشان در این شب طولانی و تاریک و سرد زمستانی تعریف می‌کنند. هم‌چنین در گذشته خواندن شاهنامه، گلستان و بوستان و اسکندرنامه معمول بوده است.

سپس نوبت به خوردن تنقلات و خشکبار می‌رسد. انجیر خشک، برگ گلابی، برگ زردآلو، هسته‌ی زردآلو که همراه با سماق حرارت دیده، توت خشک، تخمه بو داده کدو، و هم‌چنین گندم برشته که با شیره گز مخلوط شده و به صورت گلوله‌های کوچکی درآمده از جمله خشکبارهای شب چله است.

اما میوه‌های شب چله که شامل هندوانه، سیب، گلابی، به، انار و «آنو» می‌شود از ضروریات شب چله است. در برخی از خانواده‌ها برای خوردن میوه‌های شب چله سفره می‌اندازند و در برخی دیگر به روال امروزی است. هندوانه از جمله میوه‌هایی است که حتماً باید سر سفره باشد و چون فصل آن سر رسیده معمولاً هندوانه‌های خوبی از آب درنمی‌آیند.

خوردن هندوانه به نوعی وداع و خداحافظی با فصل گرماست و پیشوازی از زمستان محسوب می‌شود. هم‌چنین در اعتقادات محلی خوردن آن را در این شب باعث قوی شدن بدن در مقابل بیماری‌های زمستان می‌دانند.

 


 

شب یلدا در زاهدان

 

در سیستان، «شب چله» به جای واژه «یلدا» با همان مفاهیم فراگیر، در میان مردم به کار می‎رود.

در این شب، مردم زاهدان، سفره‎ای بزرگ از دست بافته‌های سیستان پهن می‌کنند و با خوراکی‌های خوشمزه‌ای که پیشتر آماده کرده‌اند، تزیین می‌کنند.

از هندوانه‌هایی که از لابه لای کاه و خنکای کاهدان، تابستان را به زمستان پیوند می‌دهد گرفته تا کِشته‌های شیرین خوش خور خربزه به نام چَوَلی (با فتح چ –و)و پودر خوشمزه ومقوی "شیرینک".

شیرینک، از جوشاندن گوشت با تخمه هندوانه به همراه گندم نیم کوب درست می‌شود. معجون به دست آمده از این خوردنیِ بسیار مقوی، درآفتاب خشک وسپس با دست آسیاب و اَلَک می‎شود.

افزون بر اینها، پودر خوشخور دیگری به نام "سَتّو" (با فتح س وتشدید ت)، از ترکیب پودر جوی آبدار و بوداده شده ‌با شکرونبات آسیاب شده برای این شب تهیه می‎شود.

خوردنی خوشمزه و زمستانه دیگری که برای این شب آماده می‌شود، "دوشو (دوشاب)" نام دارد که از ترکیب خرمای خوب مضافتی با روغن زرد حیوانی در یک مشک آماده می شود.

دوشاب
دوشاب
 

 

بجای آجیل های امروزی، گندم بریان به همراه قلیفی، کماچ، تَجگی، طیفی، خرمالندو برسر سفره خودنمایی می کند، حتی تخمه شب های سرد زمستان، تخمه ناب هندوانه سیستانی است. 

البته انواع تخمه‌های شور هندوانه و خربزه و البته انار سیستان هم در سفره بزرگ این شب گذاشته می‎شوند و اعضای فامیل با رفتن به خانه سپید مویان و سالخوردگان، این شب را در حلقه خانواده و بزرگان و شنیدن روایت‌های کهن و شاهنامه به صبح می‌رساندند. 

می خوانند: {خاردن شیرنک ودوشو   چه مزه میده امشو}

برگزاری جشن‌ها و نشست‌های خانوادگی همراه ‌با گروهی از اعتقادات اسطوره‌ای، شبی خاطره‌انگیز را برای خانواده‌های زاهدانی‌ به‌خصوص کودکان ونوجوانان فراهم می‌کند. گفتن قصه، گرفتن فال حافظ، بازی‌های دسته‌جمعی نظیر گل یا پوچ و بیان لطیفه و خاطره را می توان از سرگرمی‌های شب یلدا در این منطقه عنوان کرد.

 


 

شب چله در گیلان

 

مردم گیلان در شب یلدا، هندوانه را حتماً فراهم می کنند و باور دارند که هرکس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد.

«آوکونوس» یا «آب ازگیل» یکی دیگر از تنقلاتی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود.

آوکونوس یا آب ازگیل
آوکونوس یا آب ازگیل
 

 

در این مقاله از «مجله اینترنتی بیننده» سعی شده است تا شما را با تنوع برگزاری مراسم شب یلدا در سایر نقاط ایران آشنا نماییم! 

در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند. خمره را پر از آب می کنند و کمی نمک هم به آن می افزایند. سپس، در خم را می بندند و در گوشه ای خارج از هوای گرم اتاق می گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آوکونوس (آو= آب و کونوس = ازگیل) در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت می شود و هر زمان هوس کنند، ازگیل را از خم بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمک می خورند.

شب یلدا در گیلان
شب یلدا در گیلان

 

برشته برنج و سه میوه محلی پرتقال، گلابی محلی به نام «خوج» و لیمو نیز از جمله تنقلاتی است که در این شب در گیلان استفادده می شوند.

همچنین مردم شهرها و روستاهای شرق گیلان در شب یلدا هنگام بریدن هندوانه شعری را با مضمون «امشب شب چله / خانم جیر (زیر) پله / چاقو بزنیم / هندانه کله (سر)» می‌خوانند.

 

در گیلان در خانواده‌هایی که در همان سال پسرشان را داماد یا نامزد کرده‌اند رسم است که طبقی برای خانواده نوعروس می‌فرستند.
در این طبق میوه‌ها و خوراکی‌ها و تنقلات ویژه شب چله به زیبایی در اطراف آراسته می‌شود و در وسط طبق هم یک ماهی بزرگ (معمولا ماهی سفید) تازه و خام همراه با تزیین سبزیجات قرار می‌گیرد که معتقدند باعث خیر و برکت و فراوانی روزی زوج جدید و همچنین سلامت و باروری نوعروس می‌گردد.

در میان برخی مردم و جوانان دم بخت این استان مرسوم است که در شب یلدا فال هندانه پوس (پوست هندوانه) می‌گیرند.
برای گرفتن این فال، هندوانه را به چهار قسمت طولی تقسیم می‌کنند و هر چهار پوست را به پشت سر خود می‌اندازند. در این میان، چهار حالت پیش می‌آید، اگر دو قاچ هندوانه، سفید و دو قاچ، سبز باشد، به معنای حد وسط بودن برای نیت شخص است. اگر سه قاچ سبز و یک قاچ سفید بیفتد، نیت آن خوب است، اگر سه قاچ سفید و یک قاچ سبز باشد، نیت بد است. اگر هر چهار قاچ سبز باشد، به معنای خیلی خوب و اگر هر چهار قاچ سفید باشد، به معنای خیلی بد است.

معمولا مردم در شب یلدا در خانه فردی که از همه بزرگتر است و به او احترام می گذارند، جمع می شوند و فال حافظ می‌گیرند.

 


 

شب یلدا در آذربایجان

 

چله نشینی از روزگاران گذشته از سنت های قدیمی مردمان خطه آذربایجان بوده و این چله نشینی ها با شب یلدا آغاز می شد و تا آخرین روزهای سال ادامه می یافت از این رو شب یلدا هم در این خطه از ایران زمین به شب چله معروف است.

اقتصاد مردمان این خطه در روزگاران گذشته بر محور کشاورزی بوده و زمستان که دوران بی رونقی بود، همگان را به تنگ می آورد و این چنین بود که مردم این خطه از ایران زمین با مراسم خاص به پیشواز بهار می رفتند تا با برگزاری مراسم مختلف و متنوع نوروزی روزهای سخت زمستانی را بسر آورند.

مراسم پیشواز نوروزی آذربایجان در روزگاران گذشته پس از شب یلدا آغاز می شد و به شب یلدا “چله گودی” همان چله بزرگ می گفتند و پس از بیست روز چله دوم آغاز می شد.

مردمان آذری پس از برگزاری “چله گودی” که برای قرار دادن چله برگزار می شد، چهار چهارشنبه آخر سال را که ” چله چهارشنبه”، “سو چهارشنبه”( چهارشنبه آب)، “اوت چهارشنبه” (چهارشنبه آتش) و “آخر چهارشنبه” (چهارشنبه آخر) می گفتند را به چله نشینی می پرداختند.

این چله نشینی ها غروب های سه شنبه برگزار می شد که خرید و بازار رفتن، بازی های خاص و بازی با حیوانات از جمله گرگ، خرس و میمون و نوروزی خوانی از جمله مراسم آن شب ها بود و این مراسم تا شب عید ادامه می یافت.

اگر چه این روزها جشن شب چله، در شهرهای آذربایجان، تاحدودی رنگ و بوی باستانی و سادگی خود را از دست داده، اما در برخی از روستاها و شهرهای کوچک آذربایجان، رسم شب چله، به همان صفا و شیرینی گذشته باقی است.
جمع شدن دور کرسی، رفتن به منزل بزرگ خانواده و ایل و طایفه، برگزاری مراسم جشن و عروسی در این شب، برگزاری برخی مسابقات هیجان‌انگیز نظیر اسب‌سواری، تیراندازی از جمله آنهاست.
حتی وقتی ساکنان ساده و بی‌ریای روستا، دور کرسی جمع می‌شوند، دست از شوخی‌ها و نقل روایات و «تاپماجالار» و «بایاتیلار» برنمی‌دارند. شاید نقل این تاپماجالار (معماها) و بایاتیلار (دوبیتی‌های آذری) یکی از مشخصه‌های شب چله باشد، اما هندوانه مهم‌ترین مشخصه «چله» است.

اولین خرید شب چله در خانواده های آذری هندوانه بوده و در واقع سمبل شب چله محسوب می شود.
هندوانه مظهر شیرینی، خونگرمی، سرسبزی و سرخ‌فامی، شادابی و سرزندگی است و مردم ایران و آذربایجان بر این باورند که خوردن هندوانه موجب مقاومت بدن در مقابل سرمای زمستان می شود.

هندوانه سنبل شب چله
هندوانه سنبل شب چله

 

معمولاً خانواده ها در منزل ریش سفید خانواده جمع می شوند و با شوخی ها و عبارت های خنده آمیز، کام یکدیگر را شیرین می کنند. ریش سفید خانواده در حالی که با چاقو هندوانه را می برد می گوید: «قادابلامیزی، بو گئجه کسدوخ»! (بلایای خودمان را امشب بریدیم!) فردای آن روز پوست هندوانه و میوه های خورده شده را در آب روان ریخته و آن را خوش یُمن می دانند.

حضور و رنگ بوی شعر خوانی در چله نشینی آذری ها یکی از شیرینی های مجالس است که صفا و مهر خاصی را در میان کوچک و بزرگ قسمت می کند.
بزرگترها و ریش سفیدان اشعار جیدربابایه سلام شهریار را خوانده و یاد ایام جوانی و شور و عشق روزهای گذشته را می کنند و جوانان هم در شیدایی پدران و گذشتگان سهیم می شوند.

قــــاری‌ننه گئجـه نــاغیل دینـــده
کولک قالخوب قاپ باجانی دوینده
من قــاییدوب بیرده اوشــاق اولیدیم
بیر گول آچوب اوندان سورا سولیدیم

در میان عامه مردم نیز «بایاتی»ها و اشعار منظوم متنوعی رواج دارد که از جمله آنها می‌توان به این «بایاتی» اشاره کرد:

چیله چیخار بایراما بیر آی قالار
پینتی آرواد قوورمانی قـــورتارار
گئدر باخار گودول ده یارماسینا
باخ فلکین گردش و غوغاسینا

در این میان فال حافظ پس از شعر خوانی ها به میان می آید و ریش سفید خانواده برای جوانترها فال می گیرد به امید خیر و خوشبختی.

«خوانچه» و یا به تلفظ «آذربایجانی‌ها»، «خونچا» به تحفه‌ای گفته می‌شود که خانواده داماد در شب یلدا برای خانواده تازه‌عروس می‌فرستد.
در میان این خوانچه، علاوه بر هندوانه می‌توان تحفه‌های رنگارنگ نظیر،پوشاک، پارچه‌های حریر و گرانقیمت، میوه‌ها و شیرینی‌های متنوع و آجیل را مشاهده کرد برخی از آذربایجانی‌ها و به ویژه «تازه‌داماد» در چنین شبی سعی می‌کند ذوق هنری خود را به رخ خانواده عروس و به ویژه عروس‌خانم بکشد! به همین خاطر، هندوانه را به شیوه زیبا، جالب و شورانگیزی، تزئین می‌ کند!
گرچه از آن شب نشینی و چله های آخر سال این روزها دیگر چیزی نمانده اما همچنان برخی از مراسم و سنت های شب یلدا در این مرز و بوم همچنان پا برجاست و در این شب تمام خانواده ها در کنار بزرگترها جمع شده و شب بلند سال را به خوشی و شادی می گذرانند.

 


 

شب یلدا در استان مرکزی

 

اما آیین شب یلدا در استان مرکزی از دیرباز در سه شب متوالی باعناوین شب ”چله‌بزرگه”، “چله وسطی” و” چله‌کوچیکه” برگزار می‌شده و خویشان و دوستان سفره‌ای از مهر را می‌گشودند و از هر دری سخنی می‌گفتند.

یکی‌ازآیین‌های ویژه یلدا، در استان مرکزی دیدار و بزرگان و سالخوردگان فامیل بوده‌است.در شب‌های چله افراد فامیل در همایشی صمیمی دور کرسی چوبی جمع می‌شدند و به قصه‌های بزرگترها گوش می‌دادند.

زنان و دختران روستایی در گرگ و میش شب‌های چله در تکاپو و هیجانی خاص ملزومات غذا و تنقلات ویژه این شب را مهیا می‌کردند و برای گذران ساعات خوش در کنار فامیل لحظه شماری می‌کردند. آنان درسینی‌های قدیمی مسی درفضای دوده‌گرفته آشپزخانه‌های قدیمی، انواع میوه و تنقلات به ویژه هندوانه، انگور، تخمه و نخودچی کشمش، و خرما را مهیا می‌کردند.

دراین شب استثنایی پس از صرف شام و خواندن دعای شکر درپای سفره، همگان در کنار هم، از شادی‌ها و غم‌ها، موفقیت‌ها ، اعتقادات، امیدها و بیم‌هاشان می‌گفتند.

بزرگترها و ریش سفیدان فامیل در این شب علاوه بر خواندن اشعار حافظ ، سعدی و فردوسی خاطرات و داستان‌های کهن ایران زمین را برای اعضای خانواده نقل می‌کردند.

در شب یلدا، بزرگترها با کودکان هم بازی می‌شدند،”پر یا پوچ”، "دزد بازی" و "مشاعره" از جمله بازیهایی است که در شب چله در مناطق مختلف استان مرکزی با مشارکت همه اعضای خانواده رواج داشت. این رسومات تا 10 سال پیش در شهر اراک و سایر مناطق استان مرکزی به شکلی فرا گیر وجود داشت اما اکنون به ندرت می‌توان چنین جلوه‌هایی را به چشم دید.

مراسم شب چله در روستاها و شهرهاي استان با اندكي تفاوت بدين گونه برگزار مي شود. مردم شهر مأمونيه در شب چله گوسفندي را ذبح كرده و شام كله پاچه را مي خورند.

در روستاي «چناقچي بالا» از توابع مأمونيه، در شب چله ارامنه در كليسا تجمع مي كنند و پس از دعا خواندن، آن هايي كه تازه داماد شده اند، در حياط يا جلوي كليسا آتش روشن كرده و هركس مقداري از آتش را برداشته و به خانه خود مي برد و از روي آن مي پرند. يك نفر تمامي ارامنه را دعوت مي كند و آن شب را جشن مي گيرند.

در محلات در اين شب افراد خانواده دور هم جمع مي شوند و شاهنامه يا كتاب امير ارسلان نامدار را مي خوانند.

در شهر دليجان در شب چله كدو حلوايي را قطعه قطعه كرده و آن را با آب مي پزند و آن را به عنوان دسر حتماً تناول مي كنند . يكي ديگر از خوراكي هايي كه حتماً در اين شب مي‌خورند، زردك (هويج زرد، هويج بومي) است. آن را مثل كدو مي پزند و يا آن را به صورت خام مي تراشند و ريش ريش مي كنند و سپس آن را مي خورند. آنان معتقدند بايد حتماً روي آن آب خورد، چون بر اين باورند كه زردك مي گويد: آبم بده تا توي آبت اندازم .

 زردک
 زردک
 

 

شب چله در اردبیل

 

شب یلدا در اردبیل «‌چیله گئجه سی»‌ نامیده می شود که نمادی از انس و الفت و صله ارحام بین خانواده ها است و این نامگذاری از آن جهت است که در روز شمار مردم اردبیل شب یلدا پایان فصل پاییز و آغاز «چله بزرگ» و زمستان است.

آیین های شب چله دراردبیل تقریبا مشابه با آیین هایی است که در دیگر استان های کشور برگزار می شود البته با اندکی تفاوت که این آئین فقط خاص خطه آذربایجان و بیشتر استان اردبیل است.

چیله گئجه سی
چیله گئجه سی
 

 

فصل زمستان در میان مردم اردبیل، به سه دوره تقسیم می شود که البته این تقسیم بندی از زمان های گذشته در این استان مرسوم بوده است و از گذشتگان به یادگار مانده است.

مردم استان اردبیل 40 روز اول فصل زمستان در اردبیل را چله بزرگ، 20 روز بعدی آن را چله کوچک و نیز 30 روز آخر فصل زمستان را به علت نزدیک بودن به ایام سال نوروز و برپایی سور سات عید، بایرام آیی نامیده اند. لازم به ذکر است این آداب فقط در خطه آذربایجان رایج بوده است.

در این مقاله از «مجله اینترنتی بیننده» سعی شده است تا شما را با تنوع برگزاری مراسم شب یلدا در سایر نقاط ایران آشنا نماییم! 

روز آخر چله بزرگ، "بویوک چیله" و همچنین سه روز اول چله کوچک، یا "کیچیک چیله" در استان اردبیل به ایام "خیدیر" معروف است؛ به دلیل اینکه اکثر سال، در ایام خیدیر در استان اردبیل و روستاهای اطراف آن مردم متحمل برف سنگینی می شدند و سرمای شدیدی در منطقه حاکم بوده است.

در گذشته در میان اهالی اردبیل گفته می شد که "خیدیر گلدی قیش گلدی، خیدیر چیخدی قیش چیخدی" یعنی با آمدن خیدیر زمستان شروع شده و با پایان این ایام زمستان تمام می شود.

از جمله آیین های شب یلدا در اردبیل، می توان به تهیه قووت توسط خانم ها و مادربزرگ های خانواده اشاره داشت که در مراحل تهیه این تنقل خوشمزه ابتدا گندم برشته را آسیاب کرده و آن را با آرد نخودچی و شکر مخلوط کرده و در این شب طولانی در کنار دیگر تنقلات مخصوص این شب استفاده می شد که بسیار خوشمزه و مقوی بوده است.

از تنقلات و مواد غذایی مخصوص شب یلدا در استان اردبیل که در گذشته در میان مردم این استان رایج بوده است می توان به قووت، قورقا، مرکبات، کشمش و سنجد(ایده) اشاره کرد که متاسفانه با گذر زمان این تنقلات نه تنها از نسلی به نسل دیگر منتقل نشده است بلکه امروزه دیگر کمتر از این نوع تنقلات در جشن های شب چله در بین اهالی استان اردبیل دیده می شود.

امروزه ما به جای موادغذایی و تنقلاتی که مادربزرگ ها و پدربزرگ هایمان از آن ها در این شب طولانی استفاده می کردند از هندوانه،‌ انار،‌ مرکبات،‌ انواع آجیل و تخمه استفاده می کنیم و به معنی دیگر این تنقلات از تنقلاتی اصلی شب یلدا در این روزها محسوب می شود اما چه خوب می شد اگر امروزه نیز از آن تنقلات گذشته استفاده می کردیم تا شاید آن ها یادآور خاطرات خوش گذشته برایمان می شدند.

شب نشینی و دور هم نشینی در شب یلدا در استان اردبیل از جایگاه خاصی برخوردار است که خانواده ها در این شب، معمولا در خانه بزرگتر های فامیل گرد هم می آیند و شام و هندوانه و انواع تنقلات را با هم می خورند و تا پاسی از شب را به گفت و گو می نشینند.

در این شب پدربزرگ یا مادربزرگ ها با گفتن قصه هایی از زمان گذشته و یا با خواندن شعر و باز کردن فال حافظ به کانون خانواده و جمع گرمی خاصی می بخشند که این گرمی خوشحالی و شادی اهالی را تا ساعاتی از شب ضامن است.

از دیگر آداب مردم استان اردبیل در شب چله که در دیگر شهرها و استان های کشور کمتر به چشم می خورد فرستادن هدیه به نوعروسان یا دختر تازه نامزد شده (آداخلی) است که این رسم به "چیله خونچه سی" یا "چله لیک" معروف است.

 
شب یلدا در گیلان
شب یلدا در گیلان
 

 

محتوای داخل بقچه را هدایای ویژه ای پر می کند که از اصلی ترین آن می توان به تنقلات شب یلدا،لباس تازه برای نوعروس و چادر سفید اشاره کرد که این هدایا برای عرض تبریک و چشم روشنی به خانواده عروس فرستاده می شود.

چله لیک
چله لیک

 

به رغم توسعه معاش خانواده ها، ‌خیلی از بزرگترهای فامیلاز لذت برگزاری شب چله در سال های گذشته می گویند و معتقدند با آنکه انواع میوه و مرکبات و شیرینی های جدید به سورسات شب چله افزوده شده ولی لذت شب چله های گذشته، که تنها به برخی میوه ها وقورقا و کشمش ،«قووت» و سنجد خلاصه می شد را ندارد.

 


 

شب یلدا در استان هرمزگان (بندرعباس)


مردمان استان هرمزگان در شب یلدا همگی به دورهم غذاهای سنتی درست کرده و خوش می گذرانند. می توان ازاین سنت غذایی نان رگاگ و درست کردن غذایی به نام سوراغ (يك نوع خورشت بندري است كه قدمت هزار ساله دارد و نوعی دسر نیز محسوب می شود) و مهیاوه (این غذای معروف هرمزگان در واقع نوعی سس است به رنگ قرمز که برای درست کردن آن از ماهی موتو تند و شور استفاده می شود) که بعد از تهیه به همراه نانی میل می شوند را نام برد.

در این مقاله از «مجله اینترنتی بیننده» سعی شده است تا شما را با تنوع برگزاری مراسم شب یلدا در سایر نقاط ایران آشنا نماییم! 

هواری ماهی
هواری ماهی
 
 

 

غذای دیگری که در این شب توسط مردم استان هرمزگان تهیه می شود، هواری ماهی و قلیه ماهی است که خوردن آن در جمع گرم خانوادگی صفایی دارد.

 


 

شب یلدا در قزوین

 

قزوین به دلیل اینکه در شاهراه ارتباطی بین چند استان قرار گرفته است دارای چهار راه فرهنگی است و اقوام مختلفی مانند کرد، ترک و لر در این شهر زندگی می‌کنند و هر یک آداب خاصی را در شب یلدا برگزاری می‌کنند.

آیین شب یلدا در قزوین خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی ‌هستند. ولی مردم قزوین در شب چله بر خلاف عید نوروز آجیل شور و شیرین تهیه می‌کنند و همچنین آنان از باسلق که شیرین است در کنار تخمه شور استفاده می‌کنند تا شب‌نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره بزنند.

پسته در بین مردم قزوین جایگاه خاصی دارد و تک‌‌تک عناصر فرهنگی از آن به عنوان آجیل شب چله استفاده می‌کنند. از آنجایی هم که باقلوا شیرینی مخصوص قزوین است، مردم در شب چله کامشان را با خوردن آن شیرین می‌کنند.

میز شب یلدا و باقلوا، پسته و میوه های خشک و تر
میز شب یلدا و باقلوا، پسته و میوه های خشک و تر
 

 

شب‌نشینى در شب چله از آداب و رسوم خاصی است که از دیرباز این سنن در بین مردم قزوین در شب یلدا اجرا می‌شود و در آن اعضای خانواده به خانه بزرگ‌تر مانند مادربزرگ و پدر بزرگ می‌روند تا در شب چله که طولانی‌ترین شب سال است با هم باشند و با گوش کردن به قصه‌گویی بزرگ‌ترها از دور هم بودن لذت ببرند.

به عقیده بزرگ‌ترها آوردن میوه‌های مختلف خشک و تر و میوه‌های سرخ فام که به “شب چره” معروف است، همراه با خوراکی‌های دیگر شگون داشته و زمستان پر برکتی را نوید می‌دهد.
در بعضی مواقع که مادر بزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخیر می‌کنند کوچکترها شعر “هر که نیارد شب چره – انبارش موش بچره” سر می‌دهند، که مادربزرگ در آوردن “شب چره” تعجیل می‌کند.

دراین شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهی‌دودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله کشمش، گردو، تخمه، آجیل مشگل‌کشا و انجیر خشک، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره می‌زنند.

به عقیده مادر بزرگ‌های قزوینی اگر دراین شب باران ببارد، یعنی ننه سرما گریه می کند. اگر برف می‌آید، یعنی پنبه‌های لحاف ننه سرما بیرون ریخته و اگر تگرگ ببارد، یعنی گردنبند مراوریدش پاره شده است.

یکی دیگر از آداب و رسوم “شب یلدا” فرستادن “خونچه چله” از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خونچه برای عروس پارچه، جواهر، کله‌قند و هفت نوع میوه مثل گلابی هندوانه، خربزه، سیب، و بِه با تزئینات خاصی فرستاده می‌شود.

در گذشته بعضی از مردم قزوین در شب یلدا شام کله پاچه می‌گذاشتند و بعد از خوردن شام، استخوان‌های آن را بیرون نمی‌ریختند و آن را نگه می‌داشتند تا در فصل بهار و یا پاییز در جالیز و زمین کشاورزی بریزند و برخی دیگر استخوان‌های کله پاچه را می‌سوزاندند و گرد آن در جالیز می‌ریختند تا با انجام این دو روش محصولاتشان شته نزند.

بعضی از مردم قزوین نیز به مناسبت شب چله آش شیر برنج درست می‌کردند و آن را با شیره می‌خوردند و عقیده داشتند که خوردن آن در این شب خاصیت فراوانی دارد.

رسم شال انداختن از رسوم گذشته شب یلدا در روستاها مردم قزوین بود، در این مراسم پسر جوانی که از دختر خانواده‌ای خوشش می‌آمد و از او درخواست خواستگاری داشت در شب چله شالش را از سقف پشت بام خانه آن دختر از درجی سران یا باجه خانه آویزان می‌کرد و اگر خانواده دختر تمایل به دادن دخترشان به این پسر جوان بودند به‌ آن شال هدیه‌ای می‌بستند.

معمولاً در بین خانواده دختر مرسوم بود که جورابی را به این شال می‌بستند و برخی دیگر هم جوراب به این شال می‌دوختند و داخل آن که کیسه مانند بود هدیه می‌گذاشتند این هدیه‌ها در حد یک جفت جوراب و یک مشت نخود کشمش بود. البته این مراسم به صورت نمادین در روستاها برگزار می‌شد.

زمانی که دختر و پسر نامزد بودند، در روستاها مردم قزوین در شب چله مراسم کرسی سری را برگزار می‌کردند؛ در این مراسم خانواده پسر مجمع‌ای را روی کرسی می‌گذاشت و دور مجمع را تزیین می‌کرد. و سپس داخل آن را با توجه به وسع مالی هدیه‌ای مانند یک قواره لباس، کله قند،‌ میوه و آجیل می‌گذاشت و آن را در این شب به منزل دختر که نوعروس بود، می‌برد.

 


 

شب یلدا در تهران

 

یلدای تهران قدیم نیز با میوه‌های تازه فصل پاییز، میوه‌های خشک شده تابستان، آجیل مخصوص، شیرینی و هندوانه به صبح می‌رسید.

تهرانیان قدیم درهمه اعیاد خود سنت حسنه جمع شدن افراد خانواده در منزل بزرگتر خانواده را منظور می‌داشتند و همه فرزندان خانواده در منزل مادر و پدر جمع می‌شدند.

از سنن یلدای تهران، صرف میوه‌های تابستانی از جمله هندوانه است که به دلیل نزدیکی این مراکز کشاورزی با تهران، میوه هندوانه در خوراکی‌های شب یلدای تهرانیان قرار گرفته‌است.

آجیل شب یلدا نیز از دیگر مصروفات تهرانی‌ها است که ترکیب آن نشانی از اعتقاد و تجربه اهالی تهران قدیم به خواص گوناگون میوه‌های خشک شده است که با عنوان ”آخشیج“ (تضادها) کاربرد داشته است.

شب یلدا در نزد تهرانیان قدیم، سمبلی از برکت، تندرستی،‌ فراوانی و شادمانی بود که خویشان، همسایه‌های خود را دعوت می‌کردند یا اینکه در منزل بزرگ‌تر خانواده جمع می‌شدند و بساط سوروسات از آجیل گرفته تا شیرینی، میوه مخصوصا هندوانه، انار و خربزه فراهم کرده و به خوشگذرانی و شب‌زنده‌داری می‌پرداختند.

شب یلدا
شب یلدا
 

 

هندوانه را از این جهت بر سر سفره می‌گذاشتند که به دلیل کروی‌بودنش، نمادی از خورشید است و همچنین انار نیز سمبلی از زایش به حساب می‌آید که با شکستن آن شادی را برای زندگی افراد به ارمغان می‌آورد.

البته باید گفت اکثر میوه‌های موجود شب یلدا آن دوره، کثیرالدوله بودند که به نوعی از آن جادوی سرایتی نام می‌بردند که باعث برکت در زندگی می‌شد.

گرفتن فال حافظ نیز در چند سده اخیر به رسوم شب یلدای تهرانیان اضافه شد که مخصوصا دختران دم بخت خواهان گرفتن این فال بودند و بزرگان با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی یا پربودنش، آینده را پیش‌بینی می‌کردند.

 

از دیگر سرگرمی‌های خانواده‌های تهران در این شب، قصه‌گویی و داستان‌سرایی بزرگترهای خانواده برای کوچکترها پای کرسی بود؛ از جمله داستان‌هایی که در آن شب نقل می‌شد شامل قصه خیر و شر، سنگ صبور، ماه‌پیشونی و... بود.
این جشن باستانی در سال 1387 در فهرست میراث معنوی کشور با هدف حفاظت، ترویج و انتشار فرهنگی نیز با قدمتی بالای هشت هزار سال به ثبت رسید.

ولی تهرانی‌ها شب یلدا را همه ساله جشن می‌گیرند تا سنت‌های زیبای قدیم در لابلای زندگی مدرنیته شهرنشینیشان حفظ شود.

 


 

شب یلدا در ایران مدرن

 

بر اساس گفته های جامعه شناسان ایرانی، بیشتر آیین‌ها و رسم های ملی علاوه بر اینکه با نمودها و نشانه‌های خاص خود پاس داشته می‌شوند کارکردهای بسیاری در خود نهفته دارند. یکی از کارکردهای این آیین این است که خرده فرهنگ‌ها در یک گروه بزرگتر منسجم می‌شوند، به این معنا که  قومیت‌های مختلف نظیر کُرد، لر و بلوچ در کنار تفاوت های قومیتی‌شان، از طریق آیین های ملی نظیر یلدا و نیز رسم و آیین های مذهبی، هویتی یکسان می یابند.

آیین های چند هزار ساله قابل حذف شدن نیست چرا که بازتعریف بخشی از هویت ایرانی است. به این نکته نیز باید توجه کرد که آیین ها ممکن است با گذر تاریخ تحریف شوند و یا آسیب هایی به همراه داشته باشند.

امروزه روز چشم و هم چشمی ها، فلسفه و هدف کهن آیین‌های ملی را تغییر  داده است، چرا که افراد بجای توجه بر کارکردهای اصلی آیین ها به ظواهر و تشریفات آن بیشتر اهمیت می‌دهند.

ظهور شبکه‌های مجازی یلدا را به بازار نمایش انواع تشریفات و خوراکی ها تبدیل کرده است، به طوریکه در بیشتر خانواده ها طولانی ترین شب سال تنها با انتشار چند عکس از اقلام گران و لوکس در فضای مجازی به پایان می‌رسد این در حالی است که فلسفه شب یلدا چیزی جز نیکی‌، مهرورزی و امید به روشنایی نبوده است.

نباید اجازه داد که آداب و رسوم خوش بلندترین شب سال به مهمانی‌های تجملاتی تغییر شکل دهد و ماهیت اصلی خود را از دست بدهد.

انتقال تجربیات سینه به سینه در حال حذف شدن است و نسل بعدی تجربه شنیدن قصه از مادربزرگ و پدربزرگ های خود را ندارد، بیشتر افراد وقت خود را به تنهایی می‌گذرانند و در فضاهای مجازی سیر می‌کنند و در دنیای واقعی این رفت و آمدها بسیار محدود شده و فلسفه و چرایی این سنت‌ها از میان رفته و تنها شبی برای وقت گذراندن و از روی اجبار است، بنابراین باید به بهانه سنت دیرینه شب یلدا به دنیای واقعی بازگشت و در کنار خانواده‌های خود جشن واقعی را برگزار کرد.

 


 

شاید به این مطالب هم علاقه مند باشید
شب یلدا
شب یلدا

این جشن انقلاب زمستانی، با قدمتی 7000 ساله، در 30 آذر هر سال برگزار می شود و یکی از باستانی ترین جشنواره های پارسی به شمار می رود.

فرهنگ و هنر 1399/10/01 مشاهده مطلب

"میَزد"، سفره شب یلدا
"میَزد"، سفره شب یلدا

یکی از مهمترین، خوشمزه ترین و هیجان انگیزترین بخش های شب یلدا، سفره شب یلدا و تنقلات و خوردنی های لذیذ و جذاب آن است.

فرهنگ و هنر 1399/10/01 مشاهده مطلب

آیین‌های زمستانی در ایران
آیین‌های زمستانی در ایران

از دیرباز در میان ایرانیان، زمستان، با توجه به نوع شدت سرما به دو چله تقسیم می شده است؛ افسانه هایی شنیدنی نیز در مورد جنگ دو چله وجود دارد!

فرهنگ و هنر 1399/10/08 مشاهده مطلب

زنان مسن و موهای بلند: اغوا کننده یا نامناسب
زنان مسن و موهای بلند: اغوا کننده یا نامناسب

با پا به سن گذاشتن، سبک و استایل و سایر عادتها تنظیم می شوند و این امر شامل نحوه درست کردن موها نیز می‌شود. پس با ما همراه باشید!

فرهنگ و هنر 1399/12/11 مشاهده مطلب

نویسنده و مترجم افتخاری مجله اینترنتی بیننده شوید
نویسنده و مترجم افتخاری مجله اینترنتی بیننده شوید

نویسنده و مترجم افتخاری مجله اینترنتی بیننده شوید و استعداد خود در نویسندگی و ترجمه را به رایگان و با نام خود به دیگران نشان دهید.

فرهنگ و هنر 1399/12/19 مشاهده مطلب

مرکز تفریحی ادیسه
مرکز تفریحی ادیسه

در این مقاله قصد داریم تا شما را با یک مکان بزرگ تفریحی و توریستی با معماری مدرن و عجیب آن در مورسیا اسپانیا آشنا کنیم!

فرهنگ و هنر 1400/03/02 مشاهده مطلب

لطفاً صبر کنید