شب یلدا

فرهنگ و هنر 1399/10/01 19:44:07
شب یلدا
این جشن انقلاب زمستانی، با قدمتی 7000 ساله، در 30 آذر هر سال برگزار می شود و یکی از باستانی ترین جشنواره های پارسی به شمار می رود.

جشن شب یلدا

 

ایرانیان بیش از هفت هزار سال است که شب یلدا -آخرین شب پاییز- را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی، روحیه‌‌ آنان را تضعیف نکند. سپس با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب می‌روند و لختی می‌آسایند. 

اجداد ما این شب را تا به صبح به جشن و پایکوبی به گرد آتش می‌پرداختند؛ بر خوانی الوان از میوه‌هایی چون هندوانه، خربزه، انار، سیب، خرمالو و به می‌نشستند.  

هرچند که زندگی ماشینی و گرفتاری‌های روزمره ، موجب ایجاد فاصله میان مردم ایران با سنت‌ها و آیین‌های گذشته شده، اما هنوز هم جلوه‌هایی از سنت‌های ویژه‌ ایران باستان در ایامی مانند شب یلدا به چشم می‌خورد.  

جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‌شود. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه‌ نمادین دارند و نشانه‌ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند.  

در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از دیوان حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می کنند. بزرگان نیز با داستان سرایی و متل‌گویی، کوچک‌تر‌ها را بر سر ذوق می‌آورند.  

گذشتگان ما، تمام شب را در پرتو چراغ و نور و آتش می‌گذراندند تا اهریمن فرصت دژخویی و تباهی نیابد. 

در باور ایران باستان، تاریکی نماد نیروهای اهریمنی بود و چون در تاریکی طولانی‌ترین شب سال، نیروی اهریمنی بیشتر دوام دارد، این شب در نزد آنان نحس به شمار می رفت. 

 با آمدن شب آتش می افروختند تا هر آنچه از نیروهای اهریمنی و شیطانی وجود دارد نیست و نابود شود. همه مردم کنار هم جمع شده و با سرخوشی و شادمانی شب را به جشن و پایکوبی گذرانده و با خوردن انواع خوردنی ها و میوه ها ، نوشیدن نوشیدنی های لذت بخش، شادی و پایکوبی کرده و به گفتگو می پرداختند و سفره ای ویژه پهن می کردند. انواع میوه های تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره شب یلدا می‌ گذاشتند. 

سفره شب یلدا
سفره شب یلدا
 
 

 

 "میَزد" نام سفره شب یلدا بود و در آن انواع خوراکی ها را می چیدند و به افتخار مهر یا خورشید سفره را پهن می کردند.  

در مراسم های  ایران باستان برای هر مناسبتی یا جشن و سروری، سفره ای می‌گستردند که بر آن انواع ابزار دعاو نیایش مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، خوردنی هر فصل و خوراک‌های گوناگون، و نیز  خوراک مقدس می گذاشتند.  

هندوانه سنبل شب چله
هندوانه سنبل شب چله
 

 

هنداونه به منزله عروس برازنده سفره چله است. براي پذيرائي از ميهمانان تدارك مي‌بينند. فاميل، اعضاي خانواده خود را برداشته و به منزل ريش سفيد محبوبشان مي‌روند.  

زير كرسي گل مي‌گويند و گل مي‌شنوند و شادي مي‌كنند. در اين شب طولاني سال، پيران و قصه‌گوها قصه و خاطره‌هاي شيرين تعريف مي‌كنند و معماها مي‌گويند.  

شب یلدا و حافظ خوانی در زیر کرسی
شب یلدا و حافظ خوانی در زیر کرسی
 

 

در اين شب بعضي اوقات تا نزديكي‌هاي سحر گل مي‌گويند و گل مي‌شنوند، بزن و بكوب راه مي‌اندازند. كساني كه صداي خوبي دارند مي‌خوانند، ديگران گوش داده و لذت مي‌برند. 

اگر توجه كنيم اين تجربيات پيشينيان امروزه تا حد زيادي با يافته هاي امروزي علمي هواشناسي نيز منطبق مي باشد. زيرا در ابتداي چله بزرگ تابستان يا زمستان، ميزان تمايل خورشيد به ترتيب، بسيار كم  و زياد مي شود و يا طول شب و روز  تغيير مي كند (اول تابستان طولاني ترين  طول روز و اول چله زمستان كوتاهترين طول روز). 

به هر حال اين يك دقيقه اي كه شب اول زمستان یا شروع چله بزرگ می باشد، نسبت به شب قبل از آن طولاني تر است و ما آن را جشن مي گيريم به ما مي آموزد كه يك دقيقه زمان هم براي با هم بودن غنيمت است. 

پس هندوانه ها را به وسط جمع بياوريد و مجمعه بزرگي تهيه و با چاقويي ستبر، اين ميوه تابستاني را بر درگاه زمستان سرد قرباني كنيد تا بفهمد كه صبر ما زياد است و توانستيم جلوي نفس خود را به مدت چند ماه  كنترل كرده و هندوانه تابستاني را نخورديم تا به اول زمستان برسد. 

بیایید به زمستان ثابت كنيم كه ما از آن بيدها نيستيم كه به اين بادها(بادهاي سرد) بلرزيم. شاديها را در كانون گرم خانواده در اين سرماي سوزناك تقسيم نماييم. 

صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود (سعدی شیرازی) 

 

یلدا چگونه یلدا شد؟ 

 

در هزاره اول خورشیدی ایرانی، تمدن های کهن ایران در حاشیه خلیج فارس قرار داشتند، و در آن زمان بقیه مناطق شمالی تر و فلات ایران، در باقی مانده سرمای آخرین دوره یخبندان قرار می گرفتند.   

حاشیه خلیج فارس منطقه حاره بود، و دارای دو فصل بارندگی و خشک بود. بر طبق برخی گفته ها و نوشته ها،  نوروز در زمستان قرار می گرفت. مابین دو فصل خشک و بارندگی طولانی ترین شب هم بود،  و نام آنرا "شب بلند" گذاشتند. 

 سپس در طول هزارها سال و با مهاجرت به بقیه نقاط چهار فصلی ایران، یلدا نیز جایگاه خود را یافت، و این یلدا به اروپا رفت و همچنان آغازگر سال با دید جدید دین مسیحی شد.  البته خودبخود در طول زمان و مکان تغییراتی در تقویم و روز حاصل شد. 

برخی نوشته ها حاکی از آن است که درخت سروی که به تکرار در حجاری های تخت جمشید آمده و در آیین مهر نماد سبزی و استواری در سرمای زمستان است، اولین بار در زمان اشکانیان از ایران به اروپا برده شده و نماد کریسمس شد. گوی های قرمز بر سرو آریایی، انار ایرانی است، و ستاره بالای این درخت نماد خورشید است.  

درخت سرو در حجاری های تخت جمشید
درخت سرو در حجاری های تخت جمشید
 

 

 ما ایرانیان در شب یلدا با خوردن هندوانه قرمز و انار قرمز آن را شکوهمند برگزار می کنیم. به هر حال اين يك دقيقه اي كه شب اول زمستان(چله بزرگ) نسبت به شب قبل از آن طولاني تر است و ما آن را جشن مي گيريم، به ما مي آموزد كه يك دقيقه زمان هم براي با هم بودن غنيمت است. 

 

یلدا یا شب چله 

 

تعریفی از ریشه یلدا و چلّه‌: 

کمتر کسی درباره تاریخچه یلدا، چله بزرگ و چله کوچک می داند. بیشتر می بینم که حتی افرادی که خود را تاریخ دان می دانند،  نمی توانند تفکیکی بین یلدا و چله قائل شوند،  و هر دو را یکی می دانند.  با گشتی در اینترنت این را متوجه می شویم،  و می بینیم که همه تقریباً مطلبی مشابه را کپی پِیست کرده اند.   

عدد چهل از گذشته ‌های دور جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ ایران بزرگ داشته است. ایرانیان باستان زمستان را به دو بخش چهل روزه تقسیم کرده‌اند.  چله بزرگ و چله‌ کوچک.    

دوره اول که از شب یلدا آغاز می‌شد در دهم بهمن پایان می‌یافت. به این دوره اول، "چله بزرگ" می‌گفتند و دوره چهل روزه بعدی، "چله کوچک" نام داشت.  

ایرانیان اعتقاد داشتند چله بزرگ اوج سرمای زمستان را در خود دارد و روزی که چله بزرگ به پایان می‌رسد، زمین نفس می‌کشد و گرم می‌شود. بنابراین سرمای سختی در پیش نخواهد بود. از این‌رو روز پایان چله بزرگ زمستان را گرامی می‌داشتند و جشن سده برگزار می‌کردند. اجداد باستانی ما (خصوصا زرتشتیان) بر این باور بودند که آتشی که در این روز برافروخته می‌شود، زمین را گرم و آماده ورود بهار می‌کند. 

در ایران عدد چهل از دیرباز عددی مقدس به شمار می‌آمد. چهلمین روز پس از تولد، یا چهلمین روز پس از مرگ، همیشه برای ایرانیان روز مهم و با ارزشی به شمار می‌رفته و مراسم مخصوص به خود داشته است. جشن سده نیز دقیقا چهل روز پس از جشن یلدا برگزار می‌شود.  

درست چهل روز بعد از شب یلدا،  جشن سده، به پایان رسیدن چله بزرگ زمستان را ندا می ‌دهد.  در چهل روز دوم سرمای زمستان کم‌تر است، و آسیب کم ‌تری می‌ رساند،  و از آن جهت آن را چله‌ کوچک می‌نامند. 

شب آخر آذر از آن جهت چله نامیده شده است، که آغازگر چله بزرگ است و آمدن سرمای زمستان را نوید می‌ دهد.   

برخی می گویند باید بجای شب یلدا بگوییم شب چله، که درست شب یلدا است. به شب یلدا نمی توانیم بگوییم شب چله، زیرا شب چله به خیلی از چله ها ختم می شود،  از چله تابستان تا چله زمستان و چله فوت شده ها و چله نشینی و غیره، که هر کدام شب چله دارند. 

انسان ها، ده ها هزار سال قبل از اینکه به تمدنهای شناخته شده پنج تا ده هزار ساله برسند، وجود داشته و بر روی زمین زندگی می کردند.  انسانها در جغرافیای مختلف از استوا تا قطب بودند،  و مرتب مهاجرت می کردند و جابجا می شدند.  آنها تاریخ و فرهنگ را با خود حمل می کردند،  و بنا به موقعیت جدید آنرا ادامه می دادند،  و به نوعی به نسلهای بعد هم منتقل می کردند. 

درست نیست بنا به خواسته سیاسی و احساسی خود،  پیدایش تاریخ و فرهنگ را از موقعیت خاص جغرافیایی بدانیم.  مثلاً بگوییم یلدا و چله ها،  در اینجا یا آنجا بوجود آمدند،  و خاص یک گروه قومی است. 

در این مقاله از «مجله اینترنتی بیننده» سعی شده است تا شما را با شب یلدا و تاریخچه پیدایش آن آشنا نماییم!

در فرهنگ نامه دهخدا و معین، این طور نوشته شده است که "یلدا" واژه ای سُریانی است و فارسی نیست! (سُریانی، سوریّه ای- اقوامی که در شامات و بین النهرین اقامت داشتند و زبانشان شعبه ای از زبان آرامی از زبانهای سامی بود- بعد از انتشار مسیحیت در شام، آرامی های مسیحی، خود را سُریانی (سُوریّه ای) خواندند و اصطلاح آرامی برای بت پرستان و غیر مسیحیان ماند. بعد از قرنها و بعد از ظهور اسلام، زبان عربی جانشین سریانی گردید ولی سریانی بکلی از بین نرفت  ) 

حال به ریشه یابی واژه "یلدا" می پردازیم: 

یلدا = (یَ) (اِ.) این واژه سُریانی و به معنای تولد و زایش است . یعنی تولد مهر (متیرا) در شب اول زمستان که بلندترین شب سال است و ایرانیان به یُمن تولد مهر در این شب جشنی برپا می کنند. 

هرچند زبان سریانی مختص خاورمیانه بوده و در گذشته به ایران هم تعلق داشته. 

  ــ  یلدا = قوی و طولانی. 

  ــ  یل = قوی و پهلوان = ی + ل = دارنده بار ی آخر حروف الفبا،  که همه حروف را با خود می کشد. 

  ــ  دا = بلند = در دار درخت و دامن لباس بلند و… آمده.  

دا = (ریشه ٔ فعل ) در فرس هخامنشی و اوستا ریشه ای است به معنی دادن و آفریدن و ساختن و بخشیدن و آن در «دادن » فارسی آمده است . (از فرهنگ ایران باستان پورداود ج 1 ص 57 و 71 و 74). 

 

ابو ریحان بیرونی و شب یلدا 

 

ابوریحان بیرونی، دانشمند همه فن حریف و تقویم‌شناس ایرانی قرن چهارم هجری شمسی، از "شب یلدا" با نام "میلاد اکبر" یاد می‌کند؛ و منظور از آن را "میلاد خورشید" بیان کرده است.  بیرونی در کتابش، آثارالباقیه، از روز اول دی ماه، با عنوان "خور" نیز یاد کرده است.   

ابو ریحان بیرونی، در قانون مسعودی، که نسخه ای از آن در موزه بریتانیا در لندن است، این شب را «خُره روز» ثبت کرده است. اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده می‌شود.  

شب یلدا در شاهنامه هم آورده شده است. جشن دانشی و کهن چله از دیرباز در میان ایرانیان رواج بوده و هست و همه ساله با شکوه بسیار در میان خانواده های ایرانی برپا می شود. 

فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و «خور روز» را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران نسبت داده است. 

خورروز در ایران باستان روز برابری انسان‌ها بود؛ در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می‌پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می‌گرفت نه تحت امر.

در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ ممنوع بود؛ این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می‌دانستند و در جبهه‌ها رعایت می‌کردند و خونریزی به طور موقت متوقف می‌شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده است.

در این روز بیشتر از این رو دست از کار می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد.

ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند و در خورروز در برابر آن می‌ایستادند و عهد می‌کردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند. 

بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می گذاشتند و با جامه ای سپید به صحرا می رفتند و بر فرشی سپید می نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همه‌ی برده‌ها و خدمتکاران در سطح شهر آزاد شده و به سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه‌ای بیش نباشد.

ایرانیان در این شب باقی مانده میوه‌‌هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات می‌خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته می‌نشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است. 

 
فردوسی و شب یلدا 

 

 فردوسی بزرگ نیز به آیین های ایران زمین وابستگی بسیار داشته و در پاس داشت این جشن ها و آیین ها می کوشیده است. 

فردوسی در پایان داستان اورمزد ساسانی در شاهنامه ضمن اشاره به گذرا بودن این جهان، دگر بار از خواننده می خواهد که به این جهان گذرا و فانی دل نبندد و سپس اشاره ای به فرا رسیدن شب یلدا یا چله دارد و اینکه می باید این شب بلند را گرامی داشت: 

چنین بود تا بود گردان سپهر 

گهی پر ز درد و گهی پر ز مهر 

تو گر باهشی مشمر او را به دوست 

کجا دست یابد بدردت پوست ! 

شب اورمزد آمد از ماه دی 

ز گفتن بیاسای و بردار می 

* “کجا” در مصرع چهارم به معنی ” که ” می باشد 

* شب اورمزد = اورمزد یا هرمزد نام نخستین روز ماه در ایران باستان است. شب نخستین روز از ماه دی = شب چله ) 

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب «زایش مهر» یا «زایش خورشید» می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند. از این رو به دهمین ماه سال دی (دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) می‌گفتند که ماه تولد خورشید است. 

 

یلدا در اشعار پارسی

 

چون از خم زلف چهره بنمایی <><>  خورشید براید ازشب یلدا  …  قاآنی

ای لعل لبت به دلنوازی مشهور <><> وی روی خوشت به ترکتازی مشهور
با زلف توقصه ییست ما را مشکل <><> همچون شب یلدا به درازی مشهور  …  عبید زاکانی

قندیل فروزی به شب قدر به مسجد <><> مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا  …  ناصر خسرو

چون حلقه ربایند به نیزه،تو به نیزه <><> خال از رخ زنگی بربایی شب یلدا  …  عنصری

چشم جان را سرمه اش اعمی کند <><> روز روشن راشب یلدا کند  …  اقبال

همه شب های غم آبستن روز طرب است <><> یوسف روزبه چاه شب یلدا بینند  …  خاقانی

بادآسایش گیتی نزند بردل ریش <><> صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود  …  سعدی
هنوز باهمه دردم امید درمان است <><> که آخری بود آخرشبان یلدا را  …  سعدی
نظر به روی توهربامداد نوروز است <><> شب فراق تو هرشب که هست یلداییست  …  سعدی

از افق سرمی کشد خورشید خون آلودصبح <><> خود به پایان می رسد آخرشب یلدای من  …  کمال

تا درسرزلفش نکنی جان گرامی <><> پیش توحدیث شب یلدا نتوان گفت  …  خواجوی کرمانی

 

 

شب یلدا و آیین مهر 

 

برخی شب یلدا را شب میترا، خدای خورشید، عدالت، پیمان و جنگ هم می‌دانند. 

آیین مهر یا میترائیسم در ایران قبل از دین زرتشتی رواج داشت. این آیین برپایه پرستش میترا (مهر) قرار گرفته بود. میترا از ایزدان هند و ایرانی است. او از یک طرف نماینده عشق و محبت است؛ و از طرفی واسطه‌ بستن پیمان‌هاست. او عهد نگهداشتن و راستگویی را نمایندگی می‌کند.

مهر همچنین داورِ میان جنگاوران بوده و دروغگویان و عهد‌شکنان را مجازات می‌کند. نماد این ایزد حلقه‌ است. برخی ادعا می‌کنند، پیشینه حلقه ازدواج به همین اسطوره می‌رسد. خورشید هم نماد ظاهری میترا است. 

میترا ایزد مهر
میترا ایزد مهر
 

یلدا و مسیحیت
 

کریسمس مسیحیان نیز ریشه در همین اعتقاد دارد. در فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است. 

ایرانی ها در زمان شاد گذشته،  برای هر یک از سی ‌روز ماه نامی داشتند. البته نام دوازده ماه سال نیز در میان آنها می باشد. هر ماه که نام روز با نام ماه بر هم منطبق و یکی می‌ شدند،  آن را به فال نیک گرفته و آن روز را جشن می‌ گرفتند.

اغلب جشن ها که امروز برگزار می ‌شوند، یا حتی فراموش شده‌اند، ریشه در آئین کهن شاد و پویا زیستن دارد. در کتیبه ‌های هخامنشی شادی و جشن، برکت الهی اهورایی خوانده شده است. آنها می دانستند که با جشن و شادی جامعه ای سالم خواهند داشت. 

مردم ایران در مقابل نعمات و سلامتی عطا شده به آنان، به جشن، شادمانی و نیایش می‌ پرداختند، و با آگاهی و خشنودی به نیایش و ستایش ایزدان و برکات طبیعت و تاریخ و تمدن می ‌پرداختند.  

مراسم شب یلدا یکی از جشنهای بسیار با اهمیت ایرانیها می باشد، مراسمی که خود را مقید به اجرای آن میدانند. در همه ایران و حتی خارج از ایران، که تعدادی ایرانی زندگی می کنند، این گونه مراسم همچنان اجرا می شوند، و فراموش نشده اند. 

شباهت‌های بسیاری در مراسم و اعتقادات این دو آیین میترایی و مسیحی می‌توان پیدا کرد. این شباهت‌ها به حدی بارز و جدی و پرنفوذ است که نمی‌توان آن را حاصل تصادف یا اشتراک در اصول اعتقادی در میان ادیان دانست.

احتمالاً به این دلیل که کیش مهر بسیار کهن‌تر از مسیحیت است و میترائیسم به 4000 سال قبل برمی‌گردد و چند قرن پیش از پیدایش مسیحیت وارد اروپا شده‌است، این شباهت‌ها دلیل تأثیرگذاری میترائیسم بر مسیحیت است و نه حالت دیگری. در ادامه مهم‌ترین و روشن‌ترین این همانندی‌ها را برمی‌شماریم:

1- روز یک‌شنبه. با توجه به اهمیت خورشید در میترائیسم، روز یکشنبه یا dies solis روز مقدس کیش مهر و میترائیسم بوده‌است که به مسیحیت نیز وارد شده‌است. دقت کنید که مسیحیان به یک‌شنبه، «Sunday» یا همان روز خورشید می‌گویند!

2- ستایش خورشید. معمولاً درِ ورودی کلیساها را به سوی مشرق می‌ساختند و مسیحیان در سده‌های آغازین هنگام برآمدن و فرومردن آفتاب برفراز بلندی‌ها می‌ایستادند و خورشید را ستایش و کرنش می‌کردند تا جایی که پاپ لویی یکم گفته بوده‌است: «مسیحیان به کلیسا می‌روند اما به جای آن‌که خدای یگانه را پرستش کنند به ستایش خورشید می‌پردازند.» هم او بود که در برانداختن میترائیسم و پرستش خورشید چنان پای فشرد که مردم دیگر جرئت نگاه کردن به خورشید و ستارگان را نداشتند (Shwerrtheim 206).

3- آذین بستن کاج و سرو (جشن کریسمس). درخت کاج و سرو ازجمله درختان مقدس در آیین مهر و میترائیسم بود. تصویری از میترا و یاران دوگانه‌ی او در دیبورگ آلمان به‌دست آمده که در حال بیرون آمدن از درونِ برگ‌های درخت کاج هستند. علت احتمالی تقدس درخت کاج در کیش مهر، مقاومت آن در برابر سخت‌ترین شرایط زمستانی و نیروهای اهریمنی است. پیروان میترا در شب یلدا (Solstice) کاج را می‌آراستند و دو رشته نوار، یکی سیم‌گون (نقره‌ای) و دیگری زرین به نشانه‌ی کهکشان‌های دور و نزدیک به دور آن‌ها می‌پیچیدند. چراغانی کردن این درختان در آغاز سال نو توسط مسیحیان گویا تقلیدی از آداب میترائیسم است. ستاره‌ای که بالای درخت کاج می‌آویزند نمادی از روشناییی و یادآور درخشیدن خورشید از فراز درخت کاج است (Dehno 88).

4- زادروز مسیح. پیروان میترائیسم بر این باور بودند که میترا در درازترین شب سال، یلدا، به دنیا آمده‌است. در نظر پیروان این دین، میترا در لحظه‌‌ای متولد شد که چیزی نمانده‌بود تاریکی بر روشنی پیروز گردد و دنیا را تاریکی فراگیرد. میترا با تولد خود در شب یلدا- که در زبان یونانی به معنای تولد است- توانست دنیا را از تاریکی نجات دهد (Dehno 87). تولد مسیح را 25 دسامبر می‌دانند که بسیار نزدیک به شب یلدا در تقویم کنونی است. شاید این چند روز اختلاف از تغییر تدریجی تقویم‌ها در طول این دو هزار سال حاصل شد‌ه‌باشد زیرا همان‌طور که می‌دانیم معمولاً تعیین حساب سال و ماه در عهد قدیم به شکل کاملاً دقیق ممکن نبوده‌است و هر چندصدسال یک‌بار تقویم‌ها در حد چند روز پس و پیش می‌شده‌اند.

5- نام مسیح. میترا در فارسی «مهر» خوانده‌می‌شود و در اروپا Mithra. نمی‌تواند شباهت آوایی این دو با نام مسیح Messiah اتفاقی باشد و احتمالاً مسیح تغییر شکل یافته‌ی همان Mithra است.

6- نداشتن پدر. صخره‌‌ای آبستن می‌شود و میترا از دل آن به دنیا می‌آید. صخره و کوه در این آیین نماد آسمان است؛ بنابراین میترا زاده‌ی آسمان است و پدری برای او نمی‌شناسیم، هم‌چنان که مسیحیان نیز باورمندند که حضرت مریم بدون در کار بودن شوهری باردار شد و از آسمان نطفه‌ای در بطن او جای گرفت (Vermaseren 91).

7- ازدواج نکردن (Remaining Celibate). گویا پیروانی که در مرحله‌ی همسری (bridegroom) باقی می‌ماندند و امکان ارتقا به مراحل بالاتر را به‌دست نمی‌آوردند، وفادارانه تا پایان عمر هم‌بستری میترا را اختیار می‌کردند. احتمال می‌رود که پیروان مراحل بالاتر نیز از ازدواج خودداری می‌کردند. این عدم رغبت به ازدواج از سنت‌های فکری مهم در دین مسیحیت نیز هست (Vermaseren 200- 201).

8- عروج به آسمان. میترا پس از کشتن گاو و برگزاری میهمانی با یارانش، بر گردونه (ارابه)‌ی Sol، خدای خورشید، سوار می‌شود و در مسیری پیچاپیچ از میان هفت اختر به آسمان عروج می‌کند، نظیر عروج عیسی مسیح به آسمان. هم‌چنین هنرمندان مسیحی در تصویر کردن سفر روح به آسمان تحت تأثیر تصویرهای برجامانده از پرستندگان میترا بوده‌اند (Vermaseren 127).

 

شب یلدا در علم نجوم 

 

حتما تا کنون به واژه "انقلاب زمستانی" برخورد کرده اید.  

زمانی که خورشید در ربع جنوب شرقی افق و در منتها درجه آن طلوع می‌کند، آنروز روز انقلاب زمستانی است. این رویداد و تاریخ وقوع آن هر دو حامل معنای این نام هستند و انقلاب زمستانی در اینجا یعنی خورشید در این مسیر برای مدتی دچار تحول شده و ظاهرا ثابت می‌ماند و در تمام شکوه خود نمی درخشد و به نظر می رسد در بقیه سال نسبت به موقعیت معمول خود در آسمان فاصله دارد. پیش از اینکه به مسیر قبلی خود، یعنی امتداد افق شرقی باز گردد، مدتی در حد توقف از حرکتش کاسته می‌شود. 

روزها کوتاه و سرد و شب ها طولانی تر و سردتر می شوند. در روز 30 آذر ماه، ما شاهد طولانی ترین شب سال و کوتاه ترین روزی هستیم که انقلاب زمستانی در آن اتفاق می افتد، یعنی همان شب یلدا و آن را در کنار یکدیگر جشن می گیریم. 

همانطور که همه می دانید، زمستان در دو مرحله روی زمین اتفاق می افتد - اواسط سال در نیمکره جنوبی و اواخر سال در نیمکره شمالی. خورشید زمستانی در سطح جنوبی آسمان حرکت می‌کند و مسیر آن کوتاه است و ساعتهای روشنایی روز کم هستند. بنابراین ، انقلاب زمستانی در روز 30 آذر در تقویم پارسی و 20 یا 21 دسامبر در تقویم میلادی، یعنی طولانی ترین شب و کوتاه ترین روز سال اتفاق می افتد. این انقلاب زمستانی در فرهنگ ایرانی، از زمان باستان تا کنون "یلدا" نامیده شده است. 

 ایرانی‌ها از قدیم تسلطی خاص بر علم نجوم داشته‌اند و شب یلدا برایشان شبی خاص و ویژه بوده است. ۷ هزار سال پیش نیاکان ما به دانش گاهشماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است. 

فصول در کشورهای شمال و جنوب خط استوا برعکس هم هستند. اما در حالی که اتفاقات متضادی در دو نیمکره در حال رخ دادن است، انقلاب زمستانی در یک زمان خاص، و برای همه، در هر کجای زمین رخ می دهد. 

شب یلدا در واقع از زمان غروب آفتاب در آخرین روز پاییز یعنی ۳۰ آذر شروع می‌شود و با طلوع آفتاب در اولین روز زمستان یعنی اول دی به پایان می‌رسد. این شب از تمام شب‌های سال بلندتر است و اجداد ما هر سال آن را جشن می‌گرفته‌اند. زمان شب یلدا به تاریخ میلادی متغیر است و احتمال دارد ۲۰، ۲۱ یا حتی ۲۲ دسامبر باشد. 

 

 

 

شاید به این مطالب هم علاقه مند باشید
هنر سوخته نگاری بر روی چوب
هنر سوخته نگاری بر روی چوب

پیروگرافی یا همان سوخته نگاری ، هنر تزئین چوب یا سایر مواد با علائم سوختگی ناشی از کاربرد کنترل شده یک شی داغ شده مانند پوکر(سیخ شومینه یا مفتول) است.

فرهنگ و هنر 1399/09/17 مشاهده مطلب

"میَزد"، سفره شب یلدا
"میَزد"، سفره شب یلدا

یکی از مهمترین، خوشمزه ترین و هیجان انگیزترین بخش های شب یلدا، سفره شب یلدا و تنقلات و خوردنی های لذیذ و جذاب آن است.

فرهنگ و هنر 1399/10/01 مشاهده مطلب

آیین‌های زمستانی در ایران
آیین‌های زمستانی در ایران

از دیرباز در میان ایرانیان، زمستان، با توجه به نوع شدت سرما به دو چله تقسیم می شده است؛ افسانه هایی شنیدنی نیز در مورد جنگ دو چله وجود دارد!

فرهنگ و هنر 1399/10/08 مشاهده مطلب

زنان مسن و موهای بلند: اغوا کننده یا نامناسب
زنان مسن و موهای بلند: اغوا کننده یا نامناسب

با پا به سن گذاشتن، سبک و استایل و سایر عادتها تنظیم می شوند و این امر شامل نحوه درست کردن موها نیز می‌شود. پس با ما همراه باشید!

فرهنگ و هنر 1399/12/11 مشاهده مطلب

نویسنده و مترجم افتخاری مجله اینترنتی بیننده شوید
نویسنده و مترجم افتخاری مجله اینترنتی بیننده شوید

نویسنده و مترجم افتخاری مجله اینترنتی بیننده شوید و استعداد خود در نویسندگی و ترجمه را به رایگان و با نام خود به دیگران نشان دهید.

فرهنگ و هنر 1399/12/19 مشاهده مطلب

مرکز تفریحی ادیسه
مرکز تفریحی ادیسه

در این مقاله قصد داریم تا شما را با یک مکان بزرگ تفریحی و توریستی با معماری مدرن و عجیب آن در مورسیا اسپانیا آشنا کنیم!

فرهنگ و هنر 1400/03/02 مشاهده مطلب

لطفاً صبر کنید